نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
قیصر نه مانند دیگر شاعران با کلمات پیچیده و زبانهای پر از صناعت، بلکه با سادگی و صراحتی که در اشعارش موج میزد، مسیر خود را در ادبیات فارسی گشود و خود را دل مردم ماندگار کرد.
پایگاه خبری آمال؛ سید علیرضا شریفی: قیصر امینپور، شاعری که نامش در تاریخ ادبیات معاصر ایران جاودانه خواهد ماند، در دوم اردیبهشت ۱۳۳۸ در گتوند، میان دزفول و شوشتر، به دنیا آمد. در زادگاهش که میان سرسبزی و خاک گرم خوزستان قرار داشت، نطفهی یک شاعر انقلابی و آگاه به زندگی و دنیای پیرامون خود بسته شد. او که از کودکی با کلمات پیوندی شگرف داشت، از همان دوران دبیرستان با دلی پر از شور و چشمی نافذ به دنیای پیرامون، قلم به دست گرفت و اشعار خود را آفرید.
قیصر نه مانند دیگر شاعران با کلمات پیچیده و زبانهای پر از صناعت، بلکه با سادگی و صراحتی که در اشعارش موج میزد، مسیر خود را در ادبیات فارسی گشود. در هر خط از اشعارش، همچون کوهی از احساس و حقیقت، حقیقتهایی نهفته بود که تنها با چشم دل میتوانستیم آنها را ببینیم. «من سالهای سال مُردم، تا اینکه یک دم زندگی کردم»، این بیت از او گویی سرودهای است که خود زندگی را به طور خلاصه و عمیق بیان میکند؛ اشارهای به گذر زمان و ارزش لحظههای زیستن.
آغاز شعرخوانیهای قیصر از دوران دبیرستان بود، زمانی که معلمش، سید هبتالله کاظمینی، او را تشویق به نوشتن و سرودن کرد. از آن پس، قیصر در هر لحظه از زندگی، در جستجوی لحظههای شاعرانه بود، لحظههایی که در چشم او مانند گوهری میدرخشیدند. محمد کاظم کاظمینی دربارهاش گفته بود: «قیصر، مهارت خاصی در شکار لحظههای شاعرانه دارد». همین ویژگی باعث شد که او در اشعارش، حتی از کوچکترین اتفاقات، به خلق تصاویر بزرگ و جادویی بپردازد.
«تنفس صبح» تا «دستور زبان عشق»؛ مسیر شاعری قیصر
اشعار قیصر امینپور در هر کتابی که منتشر شد، از دنیایی متفاوت و دیدگاهی عمیق حکایت داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام «تنفس صبح» در سال ۱۳۶۳ منتشر شد. اشعار این مجموعه همچون نفس تازهای در دنیای شعر آن روزگار به شمار میآمد. پس از آن، «در کوچه آفتاب» که در همان سال منتشر شد، نیز دنیای دیگری را به روی خوانندگان گشود؛ دنیایی از شور و امید، مانند آفتابی که در کوچهها میدرخشید.
قیصر در «طوفان در پرانتز» با نثری متفاوت، بهگونهای که از آن زمان تا همیشه شناخته میشود، روایتی از دغدغهها و اندیشههای خود داشت. این کتاب او، که در سال ۱۳۶۵ منتشر شد، تحولی در نثر ادبی ایران به شمار میرود. اما در دل مجموعههای شعر نوجوانانهاش همچون «مثل چشمه، مثل رود» و «منظومه ظهر روز دهم»، میتوان ردپای روحی جوان و پویا را یافت که میخواست جهانی نو برای خود بسازد.
در کنار اشعار نوجوانانه، مجموعههایی چون «بیبال پریدن» (۱۳۷۰) و «آینههای ناگهان» (۱۳۷۲) حکایت از شاعری دارند که بیپایان در جستجوی معنا و مرزهای بیپایان شعر است. در این آثار، میتوان دید که او نه تنها در جستجوی واژهها، بلکه در پی کشف احساسات و اندیشههای عمیق انسانی بود.
شعر قیصر امینپور با اشعارش در «دستور زبان عشق» که آخرین اثر اوست، به اوج رسید. این دفتر، که در تابستان ۱۳۸۶ منتشر شد، همچون عهدی بود که او با عشق و زندگی داشت. در این کتاب، قیصر از دنیای خود به دنیای مشترک انسانها گام مینهد و در نهایت، به زبان ساده و نغز خود به خلق زیباییهای نو میپردازد.
شاعری که با کلمات زندگی کرد
قیصر امینپور از آن دسته از شاعران بود که زندگیاش همچون اشعارش به گونهای حماسی و پر از تلاطم بود. او در سال ۱۳۷۸ پس از یک تصادف شدید، سالها با بیماری دست و پنجه نرم کرد و در نهایت، در ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی تهران درگذشت. اما شعرهایش، همچنان مانند یادگاری از او در دلها و ذهنها میدرخشند.
شعرهای قیصر، در حقیقت، در هر لحظه از زندگیاش، در هر خط و در هر بیت، لبخندی از تجربهزیستن بودند. بیگمان، شعرهای او همچنان چون گوهری ارزشمند در دل تاریخ ادبیات معاصر ایران باقی خواهند ماند، تا هر نسل از آن بهرهمند شود.
انتهای پیام/
این مطلب بدون برچسب می باشد.