مردی که از او سخن نمی گویند

چرادر سالگرد رحلت آن مفسر مجاهد نامی از آیت الله طالقانی عزیز در صدا وسیما برده نشد؟

به قلم استاد امین بهرامی؛
تاریخ پرفراز و نشیب اسلام عزیز مملو از مجاهدتهای مردان صالح و صادقی است که همواره برای ما پس از پیامبراعظم(صلی الله علیه وآله)و ائمه هدی(علیهم السلام)الگوهایی نیکو در مسیر حرکتهای بزرگ مذهبی،اجتماعی وسیاسی خواهند بود‌.

تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست و این حرکت الهی صورت نگرفت مگر با مجاهدتهای عالمانی مجاهد و مردان تاریخ ساز.از این جهت پردازش به شخصیت مجاهدان راه حق برای هر نسلی ضرورت دارد،زیرا هرجمعیتی پس از گذران عمر لباس دنیای فانی را از تن در آورده و خُلّت آخرت به تن می کند و نسل جدید جایگزین آن درگذشتگان عالم خاک می شود و این در حالی است که ابناء دوران بعد از دیدار و استفاده از محضر مجاهدان عرصه دین وسیاستی که در دوره قبل از آنان بوده محروم بوده اند، لذا باید آن اسطوره های شجاعت را به نسل های بعد به طور صحیح و نه تحریف شده معرفی کرد.

از جمله عالمان و شخصیت هایی که در دوران رژیم ستم شاهی با بیان و بنان خود زندان های طویل المدت و شکنجه های قرون وسطایی به جان میخرید و در تبعیدها کلام خدا در عرصه جهاد وشهادت و تشکیل حاکمیت اسلامی علیه طاغوت را بیان می کرد،مفسر کبیر قرآن و ابوذر زمان حضرت آیت الله سیدمحمودطالقانی(قدس سره الشریف)بود.

این نوشتار درحالی به رشته تحریردرمی آید که درچهل وششمین سالگرد رحلت آن مجاهد نستوه قرار داریم و این ولقعه مؤلمه درسال جاری(۱۴۰۴هجری شمسی) با ولادت باسرسعادت حضرت رحمة للعالمين و صاحب خلق عظيم،رسول مهر و عطوفت ،خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله)و میلاد مسعود رئیس مذهب شیعه حضرت کشاف الحقائق والدقائق امام جعفرصادق(علیه السلام)مقارن شده است.اما سؤال اينجاست که چرادر سالگرد رحلت آن مفسر مجاهد نامی از طالقانی عزیز در صدا وسیما برده نشد؟آیا بهانه عزیزان ما در رسانه ملّی صرفا به دلیل جشنهای ایام هفته وحدت بود؟مگر طالقانی خودمنادی وحدت اسلامی در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نبود؟مگر در کنفرانس های گوناگونی که در رابطه با وحدت اسلامی در کشورهای اسلامی در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برگزار میشد حضور مستمر نداشت؟پس چرا در ۱۹شهریور سیمای نورانی و آرام بخش او در رسانه ملی نشان داده نشد و صدای دلنوازش ازبخش صدای رادیو پخش نگردید؟آیا نمیشد در روز ولادت باسعادت پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)و زاد روز مبارک امام صادق(علیه السلام)به بهانه سالگرد رحلت جانسوز ابوذر زمان سخنان گهربار آیت الله طالقانی(ره)در باب عظمت پیامبر گرامی و امام صادق(صلوات الله علیهما)در مورد ضرورت وحدت اسلامی در رسانه ملی پخش شود؟نگارنده این مقاله در صدد نیست که ثابت کند سخنان آن مجاهد مظلوم نه تنها درسالگرد ارتحال معظم له بلکه در طول سال نیز عامدانه از صدا و سیماعامدانه حذف می شود،ولی متاسفانه عبور از طالقانی و افکار او سالهاست که به رسانه ملی نیز سرایت کرده است.لذا همین امر سبب دلسردی جامعه ایمانی می شود و زمانی که در رسانه ملی افکار و سخنان نفر دوم انقلاب اسلامی در طول دوران مبارزه بارژیم ستم شاهی و پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی،آن هم درسالروز ارتحالش به راحتی از صدا وسیما حذف می شود،کار برای حذف سایر عالمان مجاهد و انقلابی آسان است.لذا ترویج آیت الله طالقانی و تبلیغ آراءنورانى آن مبارز مقدس و مظلوم مورد تاکید ویژه مقام معظم رهبری(مدظله العالی)بوده همچنانی که مورد تاکید امام راحل عظیم الشأن(ره)بودند.در این مجال کوتاه مخاطبین وصاحبان اندیشه را به بازخوانی فرمایشات رهبرمعظم انقلاب اسلامی(حفظه الله)در دیداربااعضای ستاد بزرگداشت آیت الله طالقانی(ره)دعوت مینمائیم.

اعضای این ستاد بزرگداشت،مورخ دوشنبه (۱۳۹۵/۵/۲۵) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
در ابتدای این دیدار که در چارچوب دیدار‌های دسته‌جمعی برگزار شد، آقایان سیّدمهدی طالقانی (فرزند آیت‌الله طالقانی) و موسی حقّانی (مسئول ستاد) مطالبی بیان کردند و سپس رهبر انقلاب به بیان سخنان خود درباره شخصیت آیت‌الله سیدمحمود طالقانی پرداختند.
دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه‌ای در آستانه سالگرد درگذشت آیت الله سیدمحمود طالقانی، متن و فیلم این دیدار را منتشر کرده که بدین شرح است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
اوّلاً از آقازاده مرحوم آقای طالقانی (رحمه الله‌علیه) و دوستان همکارشان تشکّر می‌کنیم که نام طالقانی و بیت طالقانی را همچنانکه آن شخصیّت زندگی کرد و بود، حفظ کردند. بعضی از بیوت و وابستگان به شخصیّت‌ها، بعد از آنکه آن شخصیّت پایش از این عالم مادّی بریده می‌شود و بیرون می‌رود، نام او را حفظ می‌کنند لکن محتوای او را بکلّی -گاهی اوقات به ۱۸۰ درجه عکس- تغییر می‌دهند.

شاید اگرچنانچه ایشان -که خب در بین برادر‌ها به این مسئله همّت گماشتند – همّت نمی‌کردند و پا جلو نمی‌گذاشتند، شاید سرنوشت آقای طالقانی هم به همان سرنوشت دچار می‌شد؛ امّا خب الحمدلله شما توانستید چهره آقای طالقانی را حفظ کنید.

آقای طالقانی، یک شخصیّت بسیار مغتنمی بود. این جهاتی که جنابعالی ذکر کردید، (۲) واقعاً در ایشان بود. خدای متعال یک قالب خوبی در ایشان متجلّی کرده بود؛ یک انسان صریح، باصفا، باصداقت. از جمله خصوصیّات آقای طالقانی، یکی صفای ایشان بود؛ آدم باصفایی بود، آدم باصداقتی بود. وقتی انسان با ایشان می‌نشست، جز یکرنگی و صفا و راستی، واقعاً انسان هیچ چیز نمی‌دید. ما با ایشان جلسات طولانی [داشتیم]؛ بنده هر وقت تهران می‌آمدم -آنوقت‌هایی که ایشان از زندان آمده بودند بیرون- منزل ایشان حتماً یک بار، دو بار می‌رفتم، می‌نشستیم دو ساعت با ایشان صحبت می‌کردیم؛ آدم لذّت می‌برد از صفا و صداقت این مرد؛ این یکی از خصوصیّات ایشان بود.

در عین این صفا و صداقت و راستی و درستی، مردی بود در کمال اعتماد به نفس؛ یعنی یکی از خصوصیّات ایشان، اعتماد به نفس بود؛ مطلقاً تحت تأثیر قدرت‌ها و ظواهر و مانند این‌ها قرار نمی‌گرفت. من اوّلْ‌باری که آقای طالقانی را دیدم، یا آخر سال ۴۲ بود یا اوایل ۴۳ که ایشان در عشرت‌آباد محاکمه می‌شدند. رفتم من در دادگاهشان [شرکت کردم]؛ گفتند دادگاه عمومی است منتها صندلی محدودی گذاشتند؛ ما خیلی زود رفتیم آنجا که شرکت کنیم و الحمدلله جا پیدا کردیم، رفتیم داخل. من تا آن‌وقت آقای طالقانی را از نزدیک ندیده بودم؛ ایشان و مرحوم مهندس بازرگان و دیگران بودند -آن عدّه نهضت آزادی- که آنجا محاکمه می‌شدند و به نظرم آن محاکمه دوّم هم بود؛ از آن دادگاه‌های پنج قاضی که پنج نفر آن بالا با درجه و نشان و واکسیل (۳) و این‌ها نشسته بودند؛ آقای طالقانی هم آن جلو بی‌اعتنا نشسته بود؛ اسم ایشان را آوردند، ایشان باید بلند می‌شد حرف می‌زد، [ولی]ایشان اعتنایی نکرد، همانطور که نشسته بود و عصا هم دستش بود -آنوقت با اینکه سن ایشان هم زیاد نبود، امّا عصا داشت؛ این عصا هم دستش بود- اصلاً اعتنایی نکرد، بلند نشد، جواب نداد؛ یعنی اینجور بود، آن دادگاهی که جوری آن را ترتیب می‌دادند که آن متّهم خودش در آن به‌اصطلاح هیمنه ظاهری دادگاه هضم بشود – معمولاً اینجور بود؛ ما هم چند بار دادگاه رفتیم، دیدیم- ایشان اصلاً و مطلقا اعتنایی نداشت. وقت تنفّس هم ما رفتیم جلو، ایشان با ما گرم، گیرا – حالا بنده آنوقت یک طلبه‌ای مثلاً بودم، یک طلبه جوانی؛ و شنیده بودند من، چون اندکی قبلش زندان قزل‌قلعه بودم و ایشان و مهندس بازرگان شنیده بودند- [وقتی]بنده را معرّفی کردند، گرم گرفتند، محبّت کردند؛ به آن مقامات، بی‌اعتنا؛ به ما که یک طلبه‌ای بودیم، اینجور گرم و گیرا و بامحبّت و مانند اینها.

خود ایشان می‌گفتند در مسجد هدایت که مال هدایت‌ها و خاندان هدایت و مربوط به آن‌ها بود که این‌ها فواتحشان را اینجا می‌گرفتند – در فواتح خاندان هدایت که یک خاندان قدیمی مرتبط با دربار و دستگاه بودند؛ خب ایشان هم پیش‌نماز مسجد هدایت بودند و گاهی شرکت می‌کردند- من رفتم؛ یکی از زن هایشان یا مردهایشان مُرده بودند و مجلس ترحیم داشتند و من هم آنجا رفتم؛ دمِ در، این امرای بلندپایه با درجه‌های سرلشکری و سپهبدی و فلان همینطور ایستاده بودند با لباس‌های فلان؛ از جمله، آن ارتشبد هدایت معروف آن زمان هم ایستاده بود؛ ایشان گفتند من نگاه کردم دیدم من در ردیف این‌ها نمی‌توانم [بنشینم]، رفتم آن‌طرف یک جایی نشستم. ایشان می‌گفت: بعد گذشت این قضیّه، افتادیم زندان – در همین اواخر بوده؛ به نظرم این زندان‌های آخر بوده- من در حیاط زندان قصر داشتم می‌رفتم و قدم می‌زدم؛ دیدم یک نفر آمد جلو من و [گفت]قربان! سلام عرض می‌کنم، خم شد و تعظیم کرد به من و [گفت]سلام عرض می‌کنم؛ [گفتم]علیکم‌السّلام، شما کی هستید؟ [گفت]بنده هدایت؛ معرفی کرد خودش را و معلوم شد بله، ارتشبد هدایت است و حالا افتاده زندان. ایشان می‌گفت: دیدم آن آدم با آن جاه و جلال و با آن کَرّوفَر، یک آدم کوچک حقیرِ واقعی است؛ ولی من نه در آن مجلس نه اینجا، فرقی نکرده بودم، من همین خودم بودم! اینجور بود، با این اعتمادبه‌نفس و احساس شخصیّت.

این هم ناشی از ایمان بود. ایشان واقعاً مؤمن بود. آنوقت همین ایشان، در مقابل امام تواضع می‌کردند. من تواضع ایشان را در مقابل امام دیدم، هم در غیاب امام، هم در حضور امام. در غیاب امام ایشان به بنده گفتند که آقای خمینی گاهی یک حرف‌هایی می‌زند که به نظر آدم نشدنی می‌آید، بعد می‌بینیم واقعاً شد، ایشان به یک‌جایی متّصل است! یعنی برداشت آقای طالقانی این بود – به این مضمون، حالا عین عبارت ایشان یادم نیست- می‌گفت: از یک جایی به ایشان خبر می‌رسد، به یک جایی ایشان متّصل است.

در حضور امام هم من دیده بودم، ایشان کمال تواضع را در مقابل امام می‌کردند؛ این آدمی که آن جاه و جلال آن دستگاه‌ها برایش صفر بود و هیچ نبود، در مقابل امام تواضع می‌کرد.

شخصیّت‌های ماندگار تاریخ از اینجور فضایل در وجودشان مستتر است؛ این‌ها را بایستی باز کرد، شناخت، معرفی کرد. به‌هرحال این تشکیلات شما تشکیلات خوبی است و آقای طالقانی واقعاً سزاوار و شایسته این است که از ایشان تجلیل بشود، احترام بشود؛ نگذارید نام ایشان فراموش بشود و خصوصیّات ایشان فراموش بشود و نسبت‌های واقعی ایشان با انقلاب، تبدیل بشود به نسبت‌های غیر واقعی؛ این‌ها را باید مانع بشوید و نگذارید. ان‌شاءالله موفّق و مؤیّد باشید.  درتمام فرمایشات رهبری در این دیدار سخن ازچند مساله مهم بود و آن مسائل که تشکیل دهنده شخصیت آیت الله طالقانی(ره)عبارت است از:
(۱):عدم شخصیت آن عالم مجاهد و معرفی ایشان و افکار آن مردالهی به همانگونه که بود.

(۲):صفا و صداقت آیت الله طالقانی(ره)با توده مردم و مبارزین و عدم توجه به ظواهر پوشالی طاغوت و دربارشاه

(۳):دلسرد نشدن از ادامه مبارزه و اعتماد به وعده های الهی

(۴):احترام و اعتماد و تواضع نسبت به امام راحل(ره)و رهبری آن پیشوای بیدار و آگاه و دشمن شناس.

این موارد چهارگانه پیامهای سخنان گهر بار رهبر فرزانه انقلاب اسلامی(مدظله العالی)در رابطه با شخصیت مفسر کبیر قرآن حضرت ایت الله طالقانی(ره)بود،آیا ترویج این شخصیت و افکار ایشان از رسانه ملی و تبلیغ آثار آن عالم مجاهد در حوزه های علمیه ومساجد توسط مبلغین سبب پیشرفت اهداف اسلام و اهل بیت(علیهم السلام)و انقلاب اسلامی است یا خیر؟پس چرا این همه نسبت به آیت الله طالقانی(ره)از هر سمت و سویی اجحاف میشود؟لذا این شخصیت مردی است که از او و افکارش برای مردم سخن نمی گویند.آن عالم مجاهدفریاد بلند بود در زمانی که جباران پهلوی با وحشت شکنجه های قرون وسطایی خود سکوت سهمگینی در کشور ایجادکرده بود.طالقانی(ره)دشمن ظلم و استبداد بود و با توده مردم آمیخته.او شخصیتی بود که جامعه را علیه بیداد پهلوی به مبارزه دعوت می کرد و از نفوذ اجتماعی خویش به هیچ وجه برای خود و اطرافیانش استفاده نکرد.آن مرد سراپا خوبی و فضیلت بود،پس چرا در سالگرد رحلتش از آن نیک مجاهد مبارز برای مردم سخن نمی گویند؟چرا در این دوران که جامعه اسلامی،بخصوص نسل جوان  باید بیشتر با آن معّلم عظیم الشأن قرآن آشنا شوند،او را همانند عصر پهلوی در زندان رسانه محبوس کرده اند و از او سخنی به میان نمی آوردند؟ما منکر خدمات و زحمات عزیزانمان درصدا وسیما و برنامه های مفید رسانه ملی نیستیم ولی بایدگفت و نوشت که هر سال به بهانه ای در سالگرد ارتحال آیت الله طالقانی(ره) از او یاد نمیکنند و امسال هم به بهانه جشن میلاد پیامبر وامام صادق(صلوات الله علیهما)یادبود ایشان در رسانه ملی انجام نشد،درحالیکه طالقانی عزیز یکی منادیان وحدت اسلامی بود و در سخنرانی هایش از پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه وآله)فراوان صحبت میکرد،اماظاهراعده ای یا نخواستند یا واقعا ازیادبرده بودند که یاد او در رسانه ملی گرامی داشته شود.سلام خدا بر او و برهمه مجاهدان راه حق که در دوران رژیم ستم شاهی به نوعی در حصر و تبعیدبودند و در حال حاضر نیز به شکلی از بردن نام آنان خود داری می کنند،ولی این مثل معروف است که (ماه پشت ابر نمی ماند) و مردم متوجه خواهند شد که دلیل عدم انتشار سخنرانی های مرحوم آیت الله طالقانی(ره)در طول سال و بخصوص درسالگرد ارتحالش چه بوده وچیست؟کما اینکه در حال حاضر اهل علم متعهد و انقلابی دلیل اینگونه مسائل را بخوبی می دانند.

امین بهرامی(شریعت شوشتری)

پانویس:
۱) در ابتدای این دیدار -که در چارچوب دیدار‌های دسته‌جمعی برگزار شد- آقایان سیّدمهدی طالقانی (فرزند آیت‌الله طالقانی) و موسی حقّانی (مسئول ستاد) مطالبی بیان کردند.
۲) اشاره مسئول ستاد به این مطلب که در دیدار قبلی ستاد بزرگداشت آیت‌الله طالقانی، معظّمٌ‌له در ۱۳۸۹/۱۲/۱۹، بر مجاهد بودن و انقلابی بودن شخصیّت آیت‌الله طالقانی تأکید فرمودند.
۳) رشته‌های به‌هم‌بافته‌ای که بر شانه لباس‌های رسمی نظامی می‌آویزند.