نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
شهادت آرزویی بود که آیت الله سیدمحمدباقرحکیم(ره)سالیان متمادی در مبارزه با رژیم بعث و زیر شکنجه های قرون وسطایی صدامیان به دنبال آن بود
به قلم استاد امین بهرامی(شهیدشوشتری) : خداوند متعال پس از نزول انبیا و كتب آسمانى، هدایت جامعه بشری را به علمای ربانی سپرد تا نفوس مستعده را به سوی رستگاری رهنمون سازند.جهان اسلام همواره دارای وارستگانی است علم و مجاهدت را توأم بايکدیگر داشته اند و علاوه بر متبحّر بودن در علوم الهی به دنبال ایجاد زمینه برای تشکیل یک نظام بالنده دینی برای اجرای دستورات خدابوده اند.از جمله این که چهره سیاسی ومبارزات او بیش از مجاهدتهای ایشان درعرصه علم و فرهنگ شناخته شده است،آیت الله شهیدسیدمحمدباقرحکیم(قدس سره الشریف)می باشند.بزرگ مردی که درمحضر والد معظم خویش آیت الله العظمی سیدمحسن حکیم(ره)دروس مقدماتی حوزه را آغازنمود و سپس از کرسی درس بزرگان نجف چون حضرات آیات سیدابوالقاسم خویی، شهیدسیدمحمدباقرصدر(ره)،سیدیوسف حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین بهره های فراوان برد و درسنین جوانی به درجه اجتهادرسید و در عالم مبارزه و سیاست متأثر از شخصيت استاد والامقامش مرجع عالیقدر و بزرگ متفکر جهان اسلام در حوزه علمیه نجف آیت الله العظمی شهیدسیدمحمدباقرصدر(نورالله مرقده الشریف)بود و با همین نگرش به مبارزه علیه رژیم بعث عراق پرداخت و بارها زندان گردید و شکنجه های قرون وسطایی صدام دیو صفت را تحمل کرد.به دنبال فشارهای متعدد درجهت عدم فعالیت های سیاسی این فقیه انقلابی،ایشان پس از وقوع انقلاب شکوهنمد اسلامی به رهبری زعیم رشید و آگاه مسلمان و بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)با لطایف الحیلی عازم دمشق شد و سپس از طریق ترکیه وارد ایران شد.آیت الله شهید حکیم(ره)مؤسس مجلس انقلاب اسلامی عراق بود و در۸سال دفاع مقدس باحضور در لشکر بدر علیه رژیم صدام خون آشام ودرکنار رزمندگان ایرانی درجبهه های حق علیه باطل مشغول مجاهدت بود.این نوشتار در جهت پاسداشت از مقام علمی آیت الله شهید سیدمحمدباقرحکیم(ره)می پردازد و تبیین مجاهدتهای سیاسی و مبارزات آن فقیه شهید را به زمان و مقاله دیگری موکول میکند،زیرا همانطور که در صدر این یادداشت اشاره شد جنبه های سیاسی معظم له تا حدودی بیان شده که البته کافی نیست،ولی آنچه که پس ازشهادت ایشان مغفول مانده است جنبه های علمی حیات طیبه و تأليفات آیت الله شهید سیدمحمدباقرحکیم(ره)می باشد.آنچه در ادامه خواهدآمد.معرفی آثار ایشان در زمینه های گوناگون و خصوصا درباب آشنایی با قرآن کریم است.
آثار و تألیفات آیتالله سیدمحمد باقر حکیم از آن دانشمند مبارز، آثار زیادی در رشتههای گوناگون علوم اسلامی، مانند فقه، تفسیر، علوم قرآنی، جامعه شناسی، اقتصاد ، تاریخ و علوم سیاسی بر جای مانده که بیشتر آنها چاپ و منتشر شده است. در ادامه، فهرست آثار منتشر شده ایشان که به دست ما رسیده است، از نظر خوانندگان خواهد گذشت: ۱. علوم القرآن: این کتاب دوجلدی که به فارسی هم ترجمه شده، درسهای ایشان در «مؤسسه اصول دین بغداد» است و در سالهای اخیر بازنویسی و چاپ شده است. ۲. القصص القرآنی (درباره شیوه داستان گویی در قرآن). ۳. الهدف من نزول القرآن. ۴. تفسیر سوره حمد (با مقدمهای در روش تفسیر). ۵. الظاهره الطاغوتیه فی القرآن. ۶. اهل البیت و دورهم فی الدفاع عن الاسلام. ۷. دور اهل البیت فی بناء الجماعه الصالحه: از ارزشمندترین کتابهای شهید حکیم است که در آن، نقش اجتماعی و سیاسی هدایت پیشوایان دین را بازشناسانده است. این کتاب پنج جلدی در ایران ترجمه شده و انتشارات تبیان آن را چاپ کرده است. ۸. ثوره الامام الحسین (النظریه، الموقف و النتائج). ۹. حیاه اهل البیت: مجموعهای از کتابهای کم حجم، ولی پرمحتوا درباره زندگی اهل بیت است که از میان آنها، دو کتاب الامام الکاظم و الامام الجواد در دسترس است. ۱۰. الحکم الاسلامی بین النظریه و التطبیق. ۱۱. دور الفرد فی النظریه الاقتصادیه الاسلامیه. ۱۲. حقوق الانسان من وجهه نظر الاسلامیه. ۱۳. النظریه الاسلامیه فی العلاقات الاجتماعیه. ۱۴. النظریه الاسلامیه فی التحرک الاسلامیه. ۱۵. لمحه عن مرجعیه الامام الحکیم. ۱۶. دعبل الخزاعی، شاعر اهل البیت. ۱۷. الشهید الصدر: المواقف و التوجهات. ۱۸. السیره العلمیه للشهید الصدر. ۱۹. النظریه السیاسیه للشهید الصدر. (مرکز دراسات تاریخ العراق الحدیث) این سه کتاب درباره مواضع و دیدگاههای سیاسی، فکری و علمی شهید سید محمدباقر صدر است. ۲۰. النجف الاشرف (رؤی و آفاق): این کتاب درباره حوزه نجف، جایگاه و چشم اندازهای آینده است. ۲۱. حوار فی المرجعیه الدینیه: در این کتاب، دیدگاههای ایشان درباره حکومت اسلامی، نقش مرجعیت در اداره جامعه و آینده نظام حکومتی عراق تشریح شده است. ۲۲. المرجعیه الاجتماعیه (النظریه و المؤسسات): در این کتاب، تجربههای ایشان در حوزه سیاسی و اجتماعی، نظام تشکیلاتی و رهبری اجتماعی بیان شده است. ۲۳. الوحده الاسلامیه من منظور الثقلین: چندین بار در مصر و ایران به زبان عربی چاپ شده و نشر تبیان، ترجمه فارسی آن را چاپ کرده است. ۲۴. الاخوه الاسلامیه من منظور الثقلین. ۲۵. العلاقه بین القیاده الاسلامیه و الامه من خلال رؤیه نهج البلاغه. ۲۶. مجموعه کتابهای المنهاج الثقافی السیاسی الاسلامی: این اثر در شش عنوان منتشر شده است: العقیده، الاخلاق، النظام، التاریخ، المواقف و الرؤی، العلاقات. شمار کتابهای شهید سید محمدباقر حکیم را تا شصت عنوان هم نوشته اند، ولی در اینجا آثاری معرفی شده است که به چاپ رسیده اند. از آن شهید، مجموعهای بسیار گسترده از سخنرانیها و مقالهها نیز باقی مانده است که در کنفرانسهای اندیشه اسلامی، وحدت اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت ایراد شده و معمولاً در سطح برترین، ژرف ترین و عالمانه ترین مقالههای عرضه شده بوده است. چنان که مشهود است، رویکرد ویژهای در تألیفات و بررسیهای علمی ایشان وجود دارد که سزاوار بررسی و تبیین دقیق و کامل است. و اما توضیحاتی پیرامون برخی آثار قرآنی فقیه شهید
۱:القصص القرآنی؛
اين اثردر موضوع شیوه داستان گویی قرآن و کتاب بندگی است. این كتاب پر محتوا متن درسی دانشگاه جهانی علوم اسلامی ایران به شمار می رود. و با نام داستان های قرآنی، به فارسی ترجمه شده است.مؤلف محترم در این اثر، داستان های قرآن بر اساس آیات و روایات و به دور از اسرائیلیّات مورد بررسی قرار گرفته قرارداده است.آیت الله شهید حکیم در مقدمه کتاب (القصص القرآنی)قصه درقرآن را ازمهمترین موضوعات دانسته و پرداختن پیرامون آن را موضوعی ضروری میداند،زیرا معتقداست که یک سوم قرآن کریم را قصه های درس آموز تشکیل می دهد. القصص القرآنی
نویسنده در مقدمه کتاب، موضوع قصه در قرآن را از مهمترین موضوعات قرآنی دانسته است که نیازمند اهتمام خاص و عنایت ویژهای است؛ چراکه یکسوم قرآن کریم و عمده اهداف قرآن کریم با قصه تبیین شده است. وی سپس به سابقه تدریس داستانهای قرآنی اشاره کرده که ابتدا به شیوهای جدید در دانشگاه اصول دین توسط خود وی تدریس شده است. پسازآن برای اینکه قابلیت نشر بهصورت کتاب را داشته باشد تصمیم به توسعه بحث میگیرد. تدریس در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) زمینهای را فراهم میکند که موضوعات دیگری را به همراه شرح و تحلیل مطلب به بحث اضافه کند. سپس مرکز جهانی علوم اسلامی به او پیشنهاد افزودن قصههای انبیای اولوالعزم(علیهم السلام) بهجز حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) را میدهد؛ بنابراین داستان نوح و ابراهیم و عیسی(علیهماالسلام) نیز به مباحث افزوده میشود اما ازآنجاکه مباحث پیشین مشتمل بر داستان تحلیلی موسی(علیه السلام) بوده است در این بخش از آن صرفنظر میشود. بخش اول کتاب مشتمل بر پنج فصل است. در فصل اول ویژگیهای قصههای قرآنی از دو جهت تبیین شده است: جهت اول قصههای قرآنی و هدف عمومی از نزول قرآن و جهت دوم ویژگیهای اساسی قصه در قرآن. درباره جهت اول باید گفت که قرآن، قصه را بهعنوان موضوعی مستقل بیان نکرده است؛ بلکه از آن بهعنوان روشی برای تحقق اهداف و اغراض دینی بهکار گرفته است.در خصوص جهت دوم نیز با استفاده از آیه ۱۱۱سوره یوسف میتوان چنین نتیجه گرفت که قصههای قرآن از چهار ویژگی واقعی، راست، حکمت و اخلاقی بودن برخوردار هستند. درباره ویژگی دوم چنین میخوانیم که در ذکر اتفاقات و وقایع تاریخی که زندگی انبیا و اقوام آنها را ذکر کردهاند برخلاف دروغهای باطل و انحرافات در فهم و خرافاتی که در کتب عهدین با داستانهای انبیا همراه شده و حقایق بهعمد یا سهو یا از روی اشتباه و نادانی تحریف شده است، در قصههای قرآن اخبار و حوادث امور و حقائقی ثابتی هستند که دروغ و خطا و اشتباه در آنها راه ندارد چراکه قرآن وحی الهی است و هیچ ذرهای در آسمان و زمین از علم خداوند پنهان نیست. نگاههای دزدانه و آنچه در دلها پنهان است را میداند و حاضر و ماضی و آینده نزد او یکسان است. در فصل دوم به موضوع اهداف قصههای قرآنی بهتفصیل پرداخته شده است. آیت الله شهیدحکیم معتقد است که اهداف فراوانی برای این موضوع وجود دارد لذا به جهت رعایت اختصار به اهداف مهم قرآنی پرداخته میشود تا بدینوسیله اهمیت ذکر قصه در قرآن کریم و فوایدی که بر آن مترتب میشود را بشناسیم. مهمترین هدف اثبات وحی و رسالت است. خبر دادن پیامبر خدا حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) از اخبار امتهای پیشین و انبیا و پیامبران به این دقت و تفصیل و اطمینان -با لحاظ شرایط فرهنگی و اجتماعی- از یک حقیقت ثابت حکایت میکند که همانا دریافت این وقایع و اخبار از مصدر غیبی مطلع از اسرار است که در آیات ۱۰۲ و ۱۰۳سوره یوسف به آن اشاره شده است. در سومین فصل، برخی ظواهر عمومی در قصههای قرآنی مورد بحث قرار گرفته است. تکرار یک قصه در جاهای مختلفی از قرآن از جمله این موارد است. از جمله دلایلی که در توضیح این مسئله ذکر شده این است که تکرار به جهت تعدد اغراض دینی است که بر یک قصه مترتب است. قصه در یکجا برای ایفای غرض معین و در جای دیگری برای ایفای غرض دیگری است. قرآن کریم همچنین بر قصه برخی انبیا مانند ابراهیم و موسی بیشتر تأکید کرده است اما این تأکید ارتباط به افضلیت آنها ندارد بلکه هدف اصلی عبرت و موعظه و اقامه حجت و برهان بر صدق نبوت محمد(ص) و مانند آن است. تفاوت اسلوب قصه در قرآن کریم مطلب دیگری است که به آن پرداخته شده است. شکی نیست که شیوه قصویی در قرآن کریم متفاوت با اسلوب معروف در قصههای ادبی و انسانی است چراکه قرآن کریم گاه به ذکر حوادث به شکل اجمالی و گاه بدون ترتیب زمانی بسنده کرده یا با قطع بخشی از یک اتفاق از اتفاقی بهاتفاق دیگر منتقل شده است. علاوه اینکه در ضمن داستان به ذکر مفاهیم، حقایق و موضوعات عقایدی یا اخلاقی یا جهان هستی یا شرعی پرداخته است. بحث درباره قصه در قرآن کریم از دو جهت قابلطرح است. اول از زاویه فنی برای اسلوب قصه که از خلال این بحث مشخص میشود که داستانهای قرآنی مشتمل بر جمیع عناصر اساسی در اسلوب ادبی فنی هستند. نویسنده محترم این جهت را نیازمند بحثی مستقل و وسیع با موضوع ادبی و فنی میداند که در برخی مطالعات قرآنی ادبی خاص مانند کتاب تصویر فنی در قرآن سید قطب مطرح شده است و از حدود بحث کتاب و اهداف محدود آن خارج است. اما جهت دیگر که همان جهت تفسیری است بیان کننده اسلوب قصه در قرآن کریم و چگونگی هماهنگی آن با اسلوب عمومی قرآن است، و این جهت اصلی است که بیشتر مطالعات گذشته در رابطه با اعجاز قرآن کریم به آن پرداختهاند. ۲:تفسیر سوره حمد
این اثر توسط انتشارات مجمع الفکر به چاپ رسیده است. مؤلف شهيد در ابتدا به مسائل کلی تفسیر و مطالب زیر پرداخته می شود: تفسیر و تأویل، شروط تفسیر، شروط مفسّر، هدف از نزول قرآن، روشهای تفسیر؛ در بخش دوم تفسیر سوره حمد را بیان میکند: فصل اول تفسیر «بسم الله الرحمن الرحیم»، در این فصل بررسی می شود که آیا بسملة آیه قرآن است؟، معنای بسملة، بیان توضیح درباره تکرار بسملة، نقش شعار و اثر آن در نظریه اسلامی. فصل دوم «تفسیر آیات سوره حمد»، در بخش اول تفسیر مفردات این سوره بیان می شود، در بخش دوم معنای اجمالی آیات را بیان می کنند. استدال هایی که در موضوعات یادشده توسط آیت الله شهید حکیم به کار میبرد بر غنای علمی و منطقی این کتاب افزوده است.
۳:علوم القرآن
در تکمیل مباحث علوم قرآنی عالم مجاهد آیت الله شهیدسیدمحمدباقرصدر(ره) نوشته شده است. در این اثر مباحث مختلف علوم قرآن و همچنین موضوع قصه در قرآن مورد بررسی قرار گرفته است. کتاب مشتمل بر مقدمه ناشر، مقدمه چاپهای دوم و سوم و متن اثر در چهار بخش تألیف شده است. در شیوه نگارش بحثهاى مختلف کتاب، سبک ارائه آموزشى و مدرسهاى لحاظ گردیده، و به همین جهت، هر بحث به مقاطع و فصول و نکات متعدد تقسیم شده است تا استفاده از آن، براى دانشپژوهان آسان گردد. نویسنده که افتخار شاگردی آیت الله شهید سیدمحمدباقر صدر(ره)را داشته است این اثر را در تکمیل مباحث استادش نوشته است: «از جمله تألیفات وزین و ثمین، در جهت آشنایى با قرآن کریم و بازشناسى علوم و فنون پیرامون آن، که در عصر حاضر، گوى سبقت را از همگان در این میدان ربوده، کتاب علوم قرآن است که بخشى از آن راشهیدصدر(ره) نوشتند. آنگاه شاگرد برازنده ایشان نویسنده که افتخار شاگردی آیت علم و جهاد آیت الله شهیدصدر را داشته است این اثر را در تکمیل مباحث استادش نوشته است:از جمله تألیفات وزین و ثمین، در جهت آشنایى با قرآن کریم و بازشناسى علوم و فنون پیرامون آن، که در عصر حاضر، گوى سبقت را از همگان در این میدان ربوده، کتاب علوم قرآن است که بخشى از آن را شهیدصدر(ره) نوشتند. آنگاه شاگرد برازنده ایشان آیتالله شهیدسیدمحمدباقرحکیم(ره) به تکمیل آن همت گماشتند. در این افزودهها نیز، بهحق، همان عمق و وضوح و روشنى و تازگى و شیوایى که در بیشتر آثار شهیدصدر(ره) و آرا و افکار و نظرات ایشان مىیابیم، مشهود است. البته نویسنده سعی در رعایت امانت در نوشتار استاد داشته است:تا جایى که امکان داشته، کوشیدهایم دستنویس استاد شهیدمان حضرت آیت الله صدر(ره)، را دستنخورده نگاه داریم، مگر توضیحات یا ویرایشهاى محدود، که ناگزیر از آن بوده است. در آغاز هریک از بحثهاى دستنویس آیتالله شهید، در حاشیه به این مطلب اشاره شده است. در بخش اول کتاب با عنوان مباحثی در قرآنشناسی، ابتدا قرآن و نامهای مختلف آن مورد بررسی قرار گرفته است. نویسنده انتخاب نامهای مختلف برای قرآن کریم را بخشی از یک برنامه جامع دانسته است که با کلمات رایج در عرف جاهلی متفاوت بوده است: «انتخاب نامهاى مشخص و پیشنهاد اصطلاحات جدید براى قرآن کریم، بخشى از یک برنامه جامع است که اسلام مطابق آن سیر کرده، عبارت از اینکه براى بیان و تبیان مفاهیم و مطالبى که عملاً آورده، یک شیوه جدید مشخص نموده، و ترجیح داده است که اصطلاحاتى سازگار با روح کلى قرآن پدید آورد، تا آنکه بخواهد کلمات رایج در عرف جاهلیت را به کار ببرد. تعریف موضوع کتاب عنوان دیگری است که در این بخش مطرح شده است. «علوم قرآن عبارتند از تمامى دانستنیها و گفتگوهایى که به قرآن کریم مربوط مىشوند، و به لحاظ جنبه خاصى از قرآن کریم که با آن سروکار دارند، با یکدیگر متفاوتاند. به عبارت دیگر، قرآن جنبههاى مختلف و متعددى دارد، و بر حسب هریک از آن جنبهها، موضوع دانش و مبحث بهخصوصى خواهد بود. مهمترین جنبه قرآن آن است که سخنى است دلالتکننده بر معانى، و قرآن به لحاظ این صفت، موضوع علم تفسیر است. قرآن کریم با لحاظ جنبههای دیگری موضوع علوم آیات الأحکام، اعجاز قرآن، إعراب قرآن و بلاغت، أسباب نزول قرار میگیرد که هر یک بهاختصار تعریف شدهاند بررسی اجمالی تاریخ علوم قرآنی از دیگر مباحث مقدماتی کتاب است. مقدمات علوم قرآنى، و پایههاى نخستین آنها، به دست صحابه و مسلمانان صدر اول که واکنشهاى فاصله گرفتن از عهد پیامبر(صلی الله علیه وآله) و در آمیختن با فرهنگها و ملیتهاى دیگر را دریافته بودند، طرحریزى شد. اساس علم اعراب قرآن، زیر نظر امام على(علیه السلام) تأسیس گردید. در بخش اول، مباحث دیگری نیز مطرح شده است که معنی اسباب نزول و تأثیر آن در فهم آیه، چگونگی شناخت سور مکی و مدنی و شبهات پیرامون آنها، تأکید بر گردآوری قرآن کریم در زمان پیامبر و توضیح سلامت نص قرآنی از تحریف از دیگر مباحث مطرح شده در این بخش از کتاب هستند. در دومین بخش کتاب، ابتدا معنای معجزه و تفاوت آن با ابتکار علمی بیان شده است: معجزه عبارت است از اینکه پیامبر تغییری جزئی یا کلی در جهان آفرینش پدید آورده، بهگونهای که بتواند با تکیه بر آن، در برابر قوانین طبیعی که از طریق مشاهده و آزمایش به ثبوت رسیده است تحدی کند؛ لذا کار دانشمند که بازشناختن قانون طبیعی از طریق آزمایش است را نمیتوان معجزه دانست چراکه تحدی در برابر قانون طبیعت نیست. پاسخ به شش شبهه پیرامون اعجاز قرآن، معرفی محکم و متشابه در قرآن، تبیین معنای لغوی و اصطلاحی نسخ و مناقشه در چند آیه که ادعای نسخ آنها شده از دیگر مباحث این بخش است. تفسیر و مفسران، موضوع سومین بخش کتاب است. تفاوت معنای تفسیر و تأویل مطلبی است که در ابتدای این بخش مورد بررسی قرار گرفته است. مفسران، در عین آنکه تقریباً اتفاقنظر دارند بر اینکه این دو کلمه بهطورکلی با یکدیگر در معنا توافق دارند، در تعیین میزان تطابق میان این دو کلمه اختلافنظر دارند. نویسنده دیدگاههای مختلف در این زمینه را بررسی و سپس دیدگاه خود را مطرح کرده است. در ادامه این بخش، تفسیر در عهد رسولالله(صلی الله علیه وآله)، در زمان تابعین و صحابه و در مکتب اهلبیت(علیهم السلام) مورد مطالعه قرار گرفته است. نویسنده پس از ذکر وجوه تمایز مکتب اهلبیت(ععلیهم السلام) لازم میداند که به مسئلهای بسیار با اهمیت اشاره کند و آن اینکه مسلمانان همگى، چه سنى و چه شیعى-بهرغم اختلاف فراوان در مذاهب فقهى و کلامى، و تعدد و تنوع آراء و نظریات و مواضعشان در فهم تاریخ و سنت و تفسیر حوادث- بر این نکته اتفاقنظر دارند که در تمامى دورههای اسلامى همواره یک متن واحد از قرآن کریم در دست مسلمانان بوده است؛ چنانکه در تمامى سرزمینها و کرانههاى بلاد اسلامى و حتى غیر اسلامى، و در زوایاى کتابخانههاى قدیم و جدید، هیچ متن دیگرى از قرآن، جز همان متن متداول در میان عموم مسلمانان وجود نداشته است. در آخرین بخش کتاب به تفسیر موضوعی پرداخته شده است. نویسنده در تبیین این موضوع به کلام استاد خویش ایت الله شهیدصدر(ره) اشاره کرده و سه معنای «موضوعی بودن» را مطرح میکند. قرآن کریم به موضوعات فراوانى پرداخته است، و در موضوعات مورد بررسى خود نیز با بیشتر جنبههاى فکرى و فرهنگى مربوط به زندگى و آفرینش و اجتماع، چه در ارتباط با مسائل عقیدتى و چه در ارتباط با مسائل تشریعى، اخلاق، حکومت، روابط اجتماعى، و غیره، سروکار پیدا کرده است. نویسنده با ذکر این مقدمه به یک فهرست کلى و اجمالى از موضوعات اصلى که قرآن کریم به آنها پرداخته است اشاره کرده است. آخرین مبحث کتاب، قصههای قرآن است که در یکجهت بنیادین، با قصههاى دیگر متفاوت، و از آنها متمایز است. آن جهت بنیادین، عبارت است از هدف و منظورى که قرآن براى تحقق بخشیدن به آن، آمده است. توضیح آنکه قرآن کریم، با لحاظ این نکته که قصهنویسى و داستانسرایى خود یک کار ادبى، هنرى است، و موضوع جداگانه و شیوههاى تعبیر ویژه خودش را دارد، به سراغ قصهگویى نرفته است. همچنین، قرآن کریم، این قصهها را بهمنظور بازگویى تاریخ گذشتگان و ثبت اوضاعواحوال و امور اجتماعى آنان، چنانکه مورخان عمل مىکنند، یادآور نشده است. «قصه»وقتى در قرآن کریم مطرح مىشود، معنایش این است که قصه و داستان، مىخواهد در مجموعه شیوههایى که قرآن کریم در جهت تحقق بخشیدن به اهداف و مقاصد دینى خود پیش گرفته است، سهیم گردد، تا جایی که مىتوان گفت: قصه یکى از مهمترین شیوههاى بیان در قرآن کریم است.بررسی داستان موسی(علیه السلام)، موضوع حروف مقطعه و دیدگاههای مختلف پیرامون آنها و جانشینی حضرت آدم(ع) آخرین مباحث کتاب هستند.
این تنها بخشی از آثار قرآنی فقیهِ شهید حضرت آیت الله سیدمحمدباقرحکیم(نورالله مضجعه الشریف)بود،لذا اگر آن وجودمبارک عمر بیشتری می کرد قطعا درزمینه های متعدد علمی بخصوص قران کریم آثار دیگری را به جهان اسلام عرضه میداشت ولی خداوند شهادت ایشان در اولین روز از ماه رجب المرجب را در مرقد نورانی امام العارفین و یعسوب الدین،امام المتقین و امیرالمومنین حصرت علی بن ابی طالب(صلوات الله علیه)را مقدرنمود تا خون تازه ای در رگهای اسلام عزیز جاری نشود.شهادت آرزویی بود که آیت الله سیدمحمدباقرحکیم(ره)سالیان متمادی در مبارزه با رژیم بعث و زیر شکنجه های قرون وسطایی صدامیان به دنبال آن بود و سپس در ۸سال دفاع مقدس شهادت گوهر گمگشته ایشان بود،بارها سوء قصد به جان شریف این سید والاتبار او را از عدم شهادتش محزون می کرد تا اینکه در روز ولادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت حضرت امام محمدباقر(علیه السلام)و با زبان روزه درکنار مضجع نورانی جد بزرگوارش امیرالمومنین(علیه السلام)درشهریورماه سال۱۳۸۲ ه.ش به شهادت رسیدو قلب هر آزاد مرد موحدی از این حادثه مؤلمه به درد آمد.آری! آیت الله شهیدحکیم به آرزوی دیرینه اش رسید و اگر چه جسم شریفشان از جمع عالمان ومجاهدان جداگردید ولی روح آن بزرگ مرد علم و عمل و مجاهدت همچون اندیشه تابناک و آثار گراسنگ ایشان زنده است.حوزه های علمیه تاچنین عالمانی را دارد ماندگار می باشند،لذا طلاب وفضلا موظفند علاوه برکسب علم و مکارم اخلاق آنهم در حد عالی ترین رتبه ها،روحیه انقلابی و استکبار ستیزی را درخود حفظ کرد و راه تقویت این خصوصیت مطالعه سرگذشت مجاهدانی همچون آیت الله شهیدسیدمحمدباقرحکیم(رضوان الله علیه)میباشد.خداوند روح ایشان رابااجدادطاهرینش محشور بگرداند. امین بهرامی(شهیدشوشتری)
این مطلب بدون برچسب می باشد.