الفِ قامتِ یار

استاد عزیزم چگونه نبودنت را باور کنم؟ با کدام قلم وصف داغ هجرانت را بنویسم؟ چگونه چشمانم از ندیدنت اشکبار نباشند؟با چه زبانی عظمت و مظلومیتت را بیان کنم؟

حجت‌الاسلام والمسلمین امین بهرامی؛ استاد عزیزم چگونه نبودنت را باور کنم؟ با کدام قلم وصف داغ هجرانت را بنویسم؟ چگونه چشمانم از ندیدنت اشکبار نباشند؟با چه زبانی عظمت و مظلومیتت را بیان کنم؟

چگونه یقین حاصل کنم که نیستی؟ وقتی از کنار مسجد صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که سال‌ها در آن مکان مقدس اقامه جماعت داشتی و بر منبر علم الاسماء می‌نشستی و سخن می‌گفتی عبور می‌کنم، دلم می‌گوید هنوز هستی،  دوست دارم وارد مسجد شوم و مثل همیشه شاهد این صحنه باشم که عده‌ای از خوبانِ فعال در عرصه کار فرهنگی و اصحاب رسانه گرداگردتان حلقه زده باشند، اما پاهایم با قلبم یاری نمی‌کنند از زمانی که آسمانی شده‌اید تا به حال دیگر توان رفتن به آن مسجد پرخاطره را ندارم، زیرا مسجد صاحب الزمان (روحی له الفدا) بدون حضرتتان برای حقیر ثمره‌ای جز چشمان اشکبار نخواهد داشت. می‌دانم که روح مطهّرتان در مسجد و دانشگاه و جای جای شهر دعاگوی ماست، ولی چه کنم که دیگر استاد سرو قامت خود را نمی‌بینم.

سید ما و مولای عزیزم

بعد از رحلتتان حالمان خوب نیست تنها با تصویر همراه با لبخند همیشگی و بیان خاطراتتان نفس می‌کشیم و می‌دانم که امسال هم به رسم همه ساله باید از خوبی‌هایتان بنویسم و از وسعت روح شما یاد کنم.
به قول لسان الغیب حضرت حافظ

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

لازم بذکر است خاطراتی که در ادامه می‌آید بخشی به صورت شخصی و برخی از آنها برای حقیر نقل شده است.امید است آنچه که در این یادنامه از برابر دیدگان شما مخاطب محترم می‌گذرد سبب آشنایی بیشتر با ابعاد وجودی عالم پرتلاش و بصیر حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید محسن شفیعی(رضوان الله تعالی علیه) بشود و روح ملکوتی آن استاد فرزانه از ما راضی باشد. انشاالله.
چندخاطره از سلوک حوزوی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سیدمحسن شفیعی(ره):

(۱):احترام به عمامه؛
استاد بزرگوار ما و آیت الله حاج شیخ محمد حسن انصاری (حفظه الله)از نوجوانی ارتباط بسیار صمیمی با یکدیگر داشتند و هر دو بزرگوار به شدت به هم علاقمند بودند،بطوری که از ابتدای رحلت حضرت استاد تابه حال تألمات شديد روحى آیت الله حاج شیخ محمدحسن انصاری(مدظله العالی)التيام نيافته و ایشان همچنان بی تاب فراق یار بی بدیل خود هستند.

ازجمله خاطراتی که آیت الله انصاری این یار غارسیدنا الاستاد ازمرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید محسن شفیعی (رضوان الله علیه)تعریف میکنند آن بود که فرمودند:”هر وقت آقا سید محسن به حوزه علمیه ما تشریف می‌آوردند، اگر بنا بود چند دقیقه‌ای مختصر استراحتی کنند حتماً عمامه را در جایی بالای سر خود قرار می‌دادند تا پای خود به سمت عمامه دراز نکنند و بسیار زی طلبگی را رعایت کرده و نسبت به حفظ احترام لباس روحانیت و شئونات طلبگی مراعات زیادی داشتند.”

(۲):فهم به روز از یک حدیث؛
استاد مکرم ما اهل سخنان جدید ولی بر اساس مبانی صحیح دینی بود و یکی از دلایل پرمخاطب بودن بیانات آن فقید سعید، نوگرایی ایشان بر اساس اصول منطقی بود.

روزی یکی از طلاب محترم در مدرسه علمیه آل طیب اهواز محضر آن استاد ربانی رسید و پس از سلام و احوالپرسی پیرامون تفسیر حدیث معروف (من بلغ اربعینا فلم یتعصی فقد عصی.یعنی کسی که به چهل سالگی برسد و عصابرندارد گناه کرده است.

۱)، از مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقا سید محسن شفیعی(اعلی الله مقامه الشریف) پرسید: تفسیر این حدیث یعنی چه؟حضرت استاد با همان لبخند همیشگی و پاسخ فرمودند: “منظور از عصا در این حدیث عصای احتیاط است گرنه افراد اگر به سن ۴۰ سالگی برسند و بدون عذر پزشکی عصا به دست در شوارع تردد کنند جلوه زیبایی در جامعه پیش نمی‌آید و اگر چنین اتفاقی بیفتد و افرادی که در سلامت کامل هستند و به سن ۴۰ سالگی رسیدند عصا در دست بگیرند تمام خیابان‌ها پر از عصا فروش و خریدار عصا و عصا گیرنده می‌شود.

آن طلبه گرامی از نوع تفسیر حدیث یادشده و به روز بودن دیدگاه استادمان بسیار مستفیض شد ولی این وسعت دیدگاه برای حقیر تازگی نداشت زیرا آن از آن عالم ربانی مشابه این رأی را بسیار شنیده بودم و این ژرف نگری در تفسیر احادیث به دلیل مطالعه فراوان و تسلط معظم له به روايات بود.

(۳):اهتمام به تدریس؛

مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقا سید محسن شفیعی(نورالله مرقده الشریف) به تدریس علوم حوزوی علاقه داشت و به محتوای کتب درسی مسلط بودند. توصیه حضرت استاد(ره) به ما این بود که “و لو در حدّ یک درس هم که شده ، اما دروس حوزه علمیه را تدریس کنید تا مطالب برای شما ملکه بشود و  تدریس کردن در هرسطحی از سطوح علمی حوزه علمیه را رد نکنید”

 

.اگرچه بی مهری عده‌ای باعث شد حوزه علمیه اهواز سالیان از کرسی درس پرمکس پرومکس و پرجمعیت این عالم مجاهد و صبور ی‌بهره بماند،اما تا وقتی که ایشان در حوزه علمیه تردد داشت دروس سطوح عالی را با تسلط تمام تدریس می‌کردند و در زمانی که ما در مدرسه علمیه مبارکه آل طیب اهواز در درس شرح لمعه ایشان حاضر می‌شدیم، تدریس روان و جامع این استاد با محبت برای طلاب قابل استفاده بود و معظم له  کتاب شرح لمعه را گونه‌ای تدریس می‌کردند که فضای کلاس درس آن استاد فرهیخته برای طلاب علوم دینی گرم و گیرا بود و آن جناب علاوه بر تدریس فقه، اخلاق و عطوفت را نیز به مشتغلین درس می‌آموختند و در دوران ما باید هر طلبه‌ای چند واحدِ درسی به نام (درس هایی از مکتب سید محسن شفیعی) را در حوزه علمیه بگذارد بگذراند تا طلبه خوب و موثری در جامعه باشد.

(۴):توصیه به اخلاق؛
عموم مردم،طلاب و روحانیون، جامعه دانشگاهی،اصحاب رسانه و اهالی فرهنگ هر کدام را که می‌بینیم، وقتی سخن از مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقاسیدمحسن شفیعی(اعلی الله مقامه الشریف)به میان می آید،به اخلاق آن عالم متخلق و مهذّب اشاره می کنند. ممکن است عده‌ای از آن روحانی وارسته مسائل علمی، معنوی،فرهنگی و ادبی پرسیده باشند و یا برای تحلیل مسائل سیاسی محضر ایشان شرفیاب می شدند و ممکن است جواب آن بزرگوار را هم فراموش کرده‌ باشند،، ولی آنچه در ذهن همه ارادتمندان آقا سیدمحسن شفیعی(ره) نقش بسته، حسن خلق معظم له  و برخورد ایشان با واردین در محضرش بود. روزی حضرت ایشان در حین تدریس به ما حاضرین در درس فرمودند:” اگر درس نمی‌خوانید لااقل با اخلاق باشید تا با اخلاق خوب بتوانید به دین و مردم خدمت کنید و مردم از طریق اخلاق شما به اسلام و ارزش دینی علاقه مند بشوند.”درمورد حسن خلق ایشان اگر کتاب‌های متعدد نوشته شود هنوز حق مطلب در این زمینه ادا نخواهدشد.

(۵):شوخ طبعی استاد؛

عده‌ای از روحانیون و مومنین احساس می‌کنند چون در کسوت اهل علم هستند و یا اهل تدیّن می باشندنباید مزاح کنند و یا اینکه شوخی کردن خلاف ایمان زی طلبگی است،این درحالی است که ائمه هدی (علیهم السلام) و علمای بزرگ اهل مزاح بودند، اما بدیهی است شوخی کردن حجّت خدا و عالم دین با دیگران بر اساس اصول شرعی و قواعد اخلاقی است. مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقا سید محسن شفیعی(طاب ثراه)نیز اینگونه بودند و گاهی در حین تدریس مزاح می‌کردند، اما شوخی کردن ایشان بر اساس مبانی اخلاقی بود و ما در طول سالیانی که با ایشان معاشرت داشته و در تدریس آن بزرگوار حاضر بودیم مشاهده نکرده و نشنیدیم که مزاح ایشان خلاف شرع و مغایر با زی طلبگی باشد و یا دروغی را در قالب شوخی بیان کرده باشند. به یاد دارم که یک روز درس شهر لمعه رسید به مباحث حج عمره و تمتع، ابتدای مبحث حج در کتاب شرح لمعه نوشته بود (حَجّةُ الإسلام). در آن ایام بنده تازه به دست مبارک حضرت آیت الله موسوی جزایری (مدظله العالى)معمم شده بودم. استاد ذی قیمت ما هم قصد داشتند مزاح کرده باشند و هم می‌خواستند دروغی را تحت عنوان شوخی مطرح نکنند، کتاب‌های درسی ما بدون اعراب گذاری بود،لذا ایشان فرمودند:”دوستان اینجا نوشته است (حَجَّةُ الإسلام)اشتباهی نخوانید(حُجِّت الإسلام) چون (حُجت الاسلام)، آقای بهرامی هستند که تازه ملبس به لباس مقدس روحانیت شده‌اند ولی بحث ما درباره آقای بهرامی نیست،  درس ماپیرامون احکام  حج عمره و تمتع است.” با این کلام استاد بزرگوار هم مزاح فرمودند و هم خلاف واقع بر زبان جاری نکردند.

دوخاطره ازسیره فرهنگی و اجتماعی حضرت استاد:

(۶):شهید یک چهره ملی ومذهبی است؛

در برخی از موارداتفاق افتاده است که تصویر مبارک یک شده در چند مسجد نصب شده و یا می شود‌روزی درهمین مورد بحثی پیش آمد و کسی از حضرت استاد پرسید چرا اینگونه است  که اسامی و تصاویر برخی از شهدای ۸سال دفاع مقدس در چند مسجد نصب شده در حالیکه منزل و مسجد محل اقامه نماز شهید در محله ای دیگربوده؟مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سیدمحسن شفیعی(ره)با یک جمله پاسخ فرد سوال کننده  را دادند و فرمودند:”شهید یک چهره و شخصیت مذهبی و ملی است و منحصر به یک محله و یک مسجد و یک شهرنیست.چون شهدا برای دفاع از دین،ارزشهای اسلامی وتمامیت ارضی و دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی به جبهه رفته اند،متعلق به همه شهرها و استانها هستند و شهید یک چهره فرا مرزی است ونباید شهدا را به انحصار کشید.”

(۷):ارسال هدیه برای نوجوانی که آقاسیدمحسن اصلا او را ندید؛

غافل گیری یکی از صفات خوب استاد عزیزمانسبت به دوستانشان و خانواده های ایشان بود.مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقاسیدمحسن شفیعی(ره)تاریخ تولد دوستانشان را یادداشت می کردند و در روز تولدشان برای آنها پیامک تبریک می فرستادندو آنها غافل گیر می شدند که این سیدبزرگوار تاریخ تولد آنها را از کجامی دانست؟این عالم با محبت ومردم دار دربرخی موارد خانواده های دوستانشان را نیزغافل گیر می کردند و ابراز علاقه ایشان به رفقایشان زاید الوصف بود‌.درهمین زمینه جناب آقای علیرضا عبدالله نژاد که از دوستان با متانت و صادق رسانه ای مرحوم آقا سیدمحسن شفیعی(ره)و حقیر هستندبرای راقم این سطور تعریف کرد:((تولد پسرم بود و روی وضعیت واتس آپم،عکس پسرم را گذاشتم و تولدش را به او تبریک گفتم ،آقا سید محسن شفیعی(ره) با من تماس گرفت و متقابلا تبریک گفتند و بعد فرمودند :نشانی منزل را بفرستید که هدیه ای برای پسر شما بفرستم. واقعا ما توقع تماس گرفتن و هدیه فرستادن توسط آقای شفیعی(ره) را نداشتم ولی واقعا این سید بزرگوار ما را غافل گیر کرد))
آری !
آنچه از مقابل دیدگان شما مخاطبان گرامی گذشت قطره ای بود از اقیانوس بی کران فضائل علمی و اخلاقی عالم پرتلاش خدوم و بصیر جناب حجت الاسلام و المسلمین آقا سید محسن شفیعی(ره) که همیشه آرزویش این بود که بداند مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) از عملکرد ایشان رضایت دارند یا نه ؟ سرانجام پس از ارتحال ناباورانه ایشان رهبر معظم انقلاب اسلامی (حفظه الله) با صدور پیام تسلیتی خطاب به والد ارجمند آن فقید عالیقدر حضرت آیت الله حاج سید علی شفیعی(مدظله العالی) نماینده محترم مردم شریف استان خوزستان با استفاده از کلمات پر مغز و معنادار،رضایت خویش را از آن عملکرد سید والا تبار ماندگار کرد. ۲۸ اسفند ماه ۱۴۰۰ شمسی سالروز آسمانی  شدن امید آینده اسلام و انقلاب اسلامی، استاد فرزانه حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقا سید محسن شفیعی(ره) است. در این روز با چشمانی رمد دیده و قلبی آکنده از اندوه به روح مطهر آن مجاهد متخلق و برادر شهیدش عارف و اصل و طلبه شهید سید مرتضی شفیعی (ره) سلام و دورود فرستاد و از خداوند متعال می خواهم ما را ادامه دهندگان مکتب آن سید صادق و بی ریا قرار بدهد.
ان شاءالله
امین بهرامی(شریعت شوشتری)

پانویس:(١)سفینةالبحار،ج ١،ص٦٢٩